|
|
|
|
|
شب سردي است ، و من افسرده. راه دوري است ، و پايي خسته. تيرگي هست و چراغي مرده. مي كنم ، تنها، از جاده عبور: دور ماندند ز من آدم ها. سايه اي از سر ديوار گذشت ، غمي افزود مرا بر غم ها. فكر تاريكي و اين ويراني بي خبر آمد تا با دل من قصه ها ساز كند پنهاني. نيست رنگي كه بگويد با من اندكي صبر ، سحر نزديك است: هردم اين بانگ برآرم از دل : واي ، اين شب چقدر تاريك است! خنده اي كو كه به دل انگيزم؟ قطره اي كو كه به دريا ريزم؟ صخره اي كو كه بدان آويزم؟ نام شعر : غمي غمناك شب سردي است ، و من افسرده. راه دوري است ، و پايي خسته. تيرگي هست و چراغي مرده. مي كنم ، تنها، از جاده عبور: دور ماندند ز من آدم ها. سايه اي از سر ديوار گذشت ، غمي افزود مرا بر غم ها. فكر تاريكي و اين ويراني بي خبر آمد تا با دل من قصه ها ساز كند پنهاني. نيست رنگي كه بگويد با من اندكي صبر ، سحر نزديك است: هردم اين بانگ برآرم از دل : واي ، اين شب چقدر تاريك است! خنده اي كو كه به دل انگيزم؟ قطره اي كو كه به دريا ريزم؟ صخره اي كو كه بدان آويزم؟ مثل اين است كه شب نمناك است. ديگران را هم غم هست به دل، غم من ، ليك، غمي غمناك است. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:30 توسط مرجان مظفری
|
|
||
|
|
|
|
|
هزاران دهقان برای امدن باران دعا میکردند..........
غافل از اینکه خدا به کودکی فکر میکرد که چکمه هایش سوراخ است........... . |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 9:56 توسط مرجان مظفری
|
|
||
|
|
|
|
|
سنگ در برکه می اندازم و میپندارم
به همین سنگ زدن ماه به هم میریزد کی به انداختن سنگ پیاپی در اب ماه را میشود از حافظه برکه گرفت؟؟؟؟ |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 11:43 توسط مرجان مظفری
|
|
||
|
|
|
|
|
باز کن پنجره را...........
من تو را خواهم برد به سر رود خروشان حیات اب این رود به سرچشمه نمیگردد باز بهتر ان است که غفلت نکنیم از اغاز............... .
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 13:6 توسط مرجان مظفری
|
|
||
|
|
|
|||
|
||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 13:43 توسط مرجان مظفری
|
|
||||
|
|
|
||||||||||||||
|
|||||||||||||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 14:58 توسط مرجان مظفری
|
|
|||||||||||||||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 14:26 توسط مرجان مظفری
|
|
||
|
|
|
|||
|
||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 14:16 توسط مرجان مظفری
|
|
||||
|
|
|
|
|
نوزادان با این پیام زاده میشوند که
خداهنوز از انسان نا امید نشده است..... . |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 18:6 توسط مرجان مظفری
|
|
||
|
|
|
|
|
کامیابی
نتیجیه احتراق خود به خود نیست . . . باید به اب و اتش زد. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 18:4 توسط مرجان مظفری
|
|
||